نوزاد سخن گو

دیشب خواب دیدم توی مدرسه دوران راهنماییم هستم اما سن الانم بودم. دانش آموز نبودم . انگار یک گردهمایی بزرگ بود. یک خانمی با چادر مشکی اومد که یک نوزاد پسر بسیار زیبا در آغوش داشت . نوزادی با چشمان آبی و صورت سفید و تپلی. خیلی دوستش داشتم و ناخودآگاه به صورتش که نگاه کردم گفتم خدا حفظت کنه که یهویی بهم جواب داد و گفت خدا تو رو …
ادامه مطلب

اژدهای بزرگ

خواب یه اژدهای بزرگ ترسناک رو دیدم. آدم‌ها سعی در جنگیدن باهاش رو داشتن ولی هر کسی حتی نمی‌تونست ببینتش. از خواب پریدم. ساعت دقیقا هفت و هفت دقیقه بود. 30 دسامبر 2025
ادامه مطلب

طلسمهای کاغذی

چند شب پیش یک رویا با حسی عجیب و ناشناخته و نه چندان خوشایند دیدم... دو دست دیدم که تعدادی طلسمهای کاغذی و فلزی با نمادهای انسانی و اشکال نوشتاری غریب دستش بود و یک چیزهایی هم در حال سوختن بود. یک احساسی شبیه چندش و نگرانی و تاسف بهم دست داد. صورت اون فرد رو نتونستم ببینم، اما صدایی گفت: به زودی موجی از بیماری برای خود و خانواده …
ادامه مطلب

سامانه PIE

سلام خواب میدیدم یک سامانه PIE  داریم که دارم براش کاربر های جدید تعریف می کنم اولین کاربرش سمیرا نامی بود که نمی شناختم اما اسمش اونجا تعریف شده بود انگار این سامانه رو اون درست کرده بود ولی خودش دیگه نبود. دخترانی رو هم میدیدم که در طرفی دیگر در اتاقکهایی نشسته بودند (در جایی شبیه به ترمینال مسافرتی) با هدفون بر گوش و داشتند انگار با مسافران صحبت می کردند و …
ادامه مطلب

سنگ حجاری شده میترا

شب  جمعه خواب دیدم که همراه مهندس تشکری بودم که طرح ها و نقاشی هایی همراه داشت و بعد از جلسه نوشته هایی با مداد روی کتاب نوشته بود و بعد از آن یک پیرمردی ریش سفید که به نظرم دکتر روحانی بود به من می گفت نگی که بعد از این طرح چی پیدا می کنه نباید به او بگی ولی من می دونستم که اون پیدا کرده و …
ادامه مطلب

مرگ تعلیقی و رهایی زن

گرگ و ميش شب همه فضاي پر ابهام ماه كامل رو در خودش فرو برده بود كه بي دار شد!از اون ماه هايي كه نميزاشت درست خوابش ببره!تا سه و نيم شب از اينور به اونور تخت غلت زده بود و با خودش همه فكرها و سپاس ها رو دوره كرده بودانگار يه مديتيشن سلول به سلول رو تو همه اندامهاش جريان ميبخشيد، با صبر از تار تار موهاش شروع …
ادامه مطلب

خودشیفته بزرگ

تو خواب دیدم یه جای جنگلی خیلی سر سبز با کلی ماشینم با یه نفر که ماشین داشت و اشنا بود تویه جنگ سرسبز بودیم.درختای بالای سرمون رو انگار با یه چیزی اب پاشی کردیم خوشحال بودیم و سبک رویه خاک مدویدم و در خواب حس اینو داشتم که انرژی های بد رو دارم به زمین میدم و خودمو اروم میکنم و پاک اروم قدم رویه زمین بر میدارم در …
ادامه مطلب

ریختن ناگهانی دندان

باسلام امروز صبحگاه 15 ابان خواب دیدم در بیرون ازبانک بودم که داشت تعطیل میشد گویا پنجشنبه بودبانک بزرگی بود مثل سپه تمام کوچه های منتهی ب بانک راداشتند میبستند در یکی ازکوچه هابودم دونفربچه بینوا ردمیشدند وچیزی شبیه فلوت درترکیب،با ویولون به هم وصل بود میزدند ناگهان به یکباره تمام دندانهایم روی زمین ریخت همه راجمع کردم ببرم دندانپزشک. امیدوارم تعلیرش قحطی وخشکسالی درکشورنباشد چون خودم مشکل مالی ندارم.
ادامه مطلب

رویایی در رویا (Escapetoblue2@gmail.com )

  اکنون شب مهتابی وزیر نورماه خوابیده بودم بامداد 5 اکتبر 13مهر حدود ساعت 1:45 بامداد در جایی شکل مسجد وخوابگاه درقم اسکان داشتم پشت ان خوابگاه گویااتاقی هم داشتم تنها بدون هم اتاقی اقای محمد مهدی انجا در صحن خوابگاه که شکل مسجد بودخوابیده بودند کمی لاغر ولباس تیره، من انجا بخواب رفتم خواب دیدم یک کاری کرده بودم از دیوار بالارفتم چوبی راگرفتم سگی شکاری دنبالم بود صاحبش …
ادامه مطلب

آفتاب و سایه ها

خوابم طولانی بود، اما این بخشش عجیب بود... مجله‌ای در دست داشتم و غرق خواندن صفحه‌ای بودم. کوچه‌ها حال‌وهوای قدیمی داشتند، با دیوارهایی که گویا کاه‌گلی بودند. دو نفر را دیدم که کنار هم راه می‌رفتند و درباره همان مقاله حرف می‌زدند—شاید حتی درباره نوشتن‌اش. بی‌صدا از کنارشان گذشتم و رفتم. چیزی دیگر هم بود که نگاهم را گرفت: سایه‌های دیوارها در کوچه‌ها را نگاه کردم، و دنبال مسیری و …
ادامه مطلب

تسبیح

خیلی سال پیش، یکسالی از فوت خواهرم گذشته بود که خواب دیدم اومد کف دستم یک تسبیح گذاشت... هنوز بعد از این همه سال اون تصویر خواب را به یاد دارم.  
ادامه مطلب

ماموریت باستان شناسی

توی خواب با ماشین راه افتاده بودم برای یه سفر. همراهم استاد و همکار قدیمی‌ام بود که چند ساله فوت کرده. سفرمون پر از توقف و بازدید بود، ولی نه از جاهای علمی یا آزمایشگاه‌ها، بلکه از مکان‌های قدیمی و باستانی که وسط کوه‌ها و صخره‌ها ساخته شده بودن. با اینکه رشته‌ام علوم پایه‌ست، توی خواب حس می‌کردم با یه مأموریت باستان‌شناسی درگیرم. حال‌وهوای خواب شبیه سریال‌های «فرینج» یا «پرونده‌های …
ادامه مطلب

پرواز به شهری زیبا (بی نام)

سلام خواب دیدم در شهری زیبا هستم که در کنار اون شهر دریا بود و زیبایی اونجا در وجودم بهم انرژی میداد و بعد یک نیرویی من رو برد تو آسمون و پروازم میداد، اما بال نداشتم و اون نیرو منو حرکت میداد و میبرد جاهای مختلف. تمام وجودم بینهایت آرامش و حال خوب بود و بعد در نقطه از اون شهر من رو برگردوند رو زمین. اون شهر نمیدونم …
ادامه مطلب

زنده شدن پدر بزرگ زیر خاک (زینب)

خوابهای تکراری می بینم.چندین بار یک خواب مثلا در مورد پدربزرگم که زیر خاک زنده شده است.از خاک بیرون می اوردمشون و باز دوباره میمردند. چندین مرتبه دیده ام که  از بالای بلندی می افتم.
ادامه مطلب

طناب (محسن)

رویای تکرار شونده دارم. از سن صفر تا ده سالگی در آپارتمان بزرگ بودیم. تراسهای بزرگی داشت. روبرومون نرده بزرگ بود. بچه بودم تو اون تراس بازی میکردم. خواب می بینم شبه و با این سنم تو اون تراسم و طنابی به این میله آویزونه و من در حال افتادنم و سر دیگر طناب و پدر و مادر م گرفتن. لحظه ای که دستم از طناب باز شه از خواب …
ادامه مطلب

گم شدن در شهر (ابراهیم)

چند شب پیش یکی از دوستانم را خواب دیدم که سه سال است اورا ندیدم با موتور سیکلت در خیابان بودم و من در واقعیت موتور ندارم وملاقات ما در شهر زادگاهم بود دوستم کودکی به همراه داشت و به من گفت به این شهر امده تا تدریس انجام دهد و این بچه ی خودش هست که چون مادرش شاغل است مجبور است با خود بیاورد در واقعیت دوستم تازه …
ادامه مطلب

خواب ممنوع

ساعت حدود دو و نیم بود که ناگهان از خواب پریدم. در حال دیدن خوابی بودم که جزئیاتش یادم نیست، اما حسش هنوز باهامه. صدای وزوز مگسی که دورم می‌چرخید باعث شد بیدار شم. با کمی تلاش گرفتمش، داخل دستمال گذاشتم و پرتش کردم آن‌طرف اتاق. بعد دوباره به تخت برگشتم، با این امید که ادامه‌ی خوابم را ببینم. اما انگار چیزی نمی‌خواست من آن خواب را ببینم. گاهی فکر …
ادامه مطلب

AUTO PURE و ستاره پرنور

بین خواب و بیداری چند تصویر دیدم و یک صدا شنیدم یکی از تصویرها سه صفحه از قرآن بود که مثل کارت روی یک میز چیده شده بود . هر کارت یک صفحه از قرآن بود که آیات به رنگ مشکی روی یک زمینه به رنگ سبز روشن نوشته شده بودند. هرچه تلاش کردم نوشته ها و آیات رو نتونستم از نزدیک ببینم که بفهمم کدام سوره ها و آیات …
ادامه مطلب

نوشته های اخیر