ادامه مطلب
بچهببر
دیشب خواب دیدم با یه بچهببر دوست شدهام. خیلی باوفا بود و همهجا دنبالم میاومد. وقتی بغلش میکردم، کوچیک و معصوم بود؛ ولی همینکه زمینش میذاشتم، تبدیل میشد به یه ببر بزرگ و باشکوه. یه جا ازش خواستم بره خونه، چون نمیخواستم بقیه بترسن. ولی تو راه، یهسری اذیتش کرده بودن. با این حال، خودش راهشو پیدا کرده بود و برگشته بود خونه. وقتی رسیدم، دیدم خیلی ترسیده و ناراحته. …


